خرید بک لینک

استقلالم ازم گرفته شده

قدرت انتخابی ندارم

بعد از سالها برگشتم و دوباره دارم جایی زندگی میکنم که خیلی دوست ندارم

اطرافم کسانی هستن که عقایدمون با هم همسو نیست

توانایی کافی برای عبور از این شرایط رو ندارم

درگیر پرونده های مختلف دادگاهی هستم

از خونه ی خودم طرد شدم

و و و و و هزاران دلیل دیگه برای اینکه یه مرد رو نابود کنه

اما ....

اما میخوام بجنگم

با اینکه خستم

با اینکه توان زیادی ندارم

با اینکه قدرت تغییر کوچکترین مسائل جزئی رو هم در حال حاضر ندارم

اما میجنگم

و به امید برون رفت از این شرایط زندم

میخوام‌ اون روزی رو ببینم که دوباره بلند شدم

ایستادم

به طلوع خورشید نگاه میکنم

و به اینکه همه اینهایی که منو الان زیرچشمی نگاه میکنن

اون روز توی صورتم نگاه کنن

و من توی چشم هاشون عذرخواهی رو ببینم

حتی اگه به زبون نیارن ...

من به امید اون روز میجنگم

و اگه به اون روز برسم

این روزها رو فراموش نمیکنم

آدم های این روزا رو هم فراموش نمیکنم

این صرفا یه شعار نیست

یه تصمیمه

یه تصمیم در نهایت استیصال و خستگی ...

برچسب: نویسنده: ماهان نعمتی تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 2:40

صفحه بندی